ما گروهی از سوسیالیستهای ایران، باورمند به دگرگونیهای بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویهی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیتها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.
شهروندان ایالات متحده برای حمایت از مردم اوکراین و آن دسته از روس هایی که ما به درستی آنها را تحسین می کنیم، چه کاری می توانند انجام دهند؟ برای آنهایی که در خیابان ها هستند و به دلیل درخواست رسا از دولتشان برای توقف جنگ، خطر دستگیری و ضرب و شتم تهدیدشان می کند؟ زمانی که «در کنار ناتو می ایستیم» در کنار آنها نمی ایستیم. همان طور که مردم اوکراین از تجاوز روسیه رنج می برند، روزانه میلیون ها نفر در سراسر جهان از تجاوزات ایالات متحده رنج می برند
خواست پیوستن اوکراین به ناتو بهانهی روسیه بر حمله و اشغال کشور (و یا بخشهائی از آن) در جهت ایجاد یک منطقهی «بیطرف» در اطراف خود است. اوکراین امروز برای روسیه از یک نظر شبیه کوبای دیروز برای آمریکاست. در این راستا استدلال روسیه شبیه استدلال آمریکا در بحران کوبا (خلیج خوکها) در دوران کندی-خروشچف است که آمریکا استقرار موشکهای روسی را در همسایگی خود نمیپذیرفت. آمریکا اما بی وقفه سناریوی پیوستن اوکراین به ناتو را دنبال کرده است. چرا؟
با شگفتی بسیار شاهدیم که جنگ در اوکراین با حمله ی گازانبری بخش های غربی و اروپایی و شرقی جهان سرمایه و پیشقراولی روسیه پوتین در شرایطی پیش میرود که حزب کمونیست روسیه فدراتیو به رهبری گنادی ریوگانف یکی از آتش بیاران آن شده است و در کنار پوتین با فراهم سازی مقدمات سیاسی و دیپلماتیک آن به سود تهاجم قد برافراشته است و خودشیفتگانی نیز در ایران اعم از وابستگان به قدرت دولتی و به اصطلاح محور مقاومتی ها و بخش هایی از چپ اردوگاهی در کنار و به پشتیبانی از حزب برادر! علیه شعار “نه به جنگ” و “دفاع از صلح” را شعاری برخاسته از شیفتگی به غرب و پشیمانی از چپ بودن نمایش دهند!
سردبیر کانتر پانچ روز گذشته در مقالهای نوشت «رویارویی نئونازیها در اوکراین، رومانفهای نو در مسکو، توسعهطلبان ناتو در کشورهای غربی، شرکتهای نفت شل و انحصارات گاز طبیعی؛ اگر این وضعیت به جنگ جدیدی منتهی شود، جنگ جهانی اول در قیاس با آن جنگی شرافتمندانه است.»
وضعیت کنونی جهان دال بر یکی از بحرانیترین وضعیتهای جهان سرمایهداری از هنگام تکوین این نظام تا امروز است و حملهی نظامی پوتین به اوکراین یکی از نقطهعطفهای مهم تاریخی است.
سال هاست این امیدواری که مدعیان چپ بر خطاهای فاحشِ سیاسیِ گذشته خود بازنگری کنند، دیگر میرود تا به آرزو بدل شود. جهان امروز درگیر پیچیده ترین مناسبات امپریالیستی است و شعار “کارگران جهان متحد شوید” جز با تسلیح به آگاهی و دانش طبقاتی که مبتنی بر نفی هر گونه استثمار و ستم طبقاتی باشد و جز با خاموشاندن انواع جنگهای مرئی و نامرئی علیه کارگران و زحمتکشان همراه با کسب آزادی و دموکراسی برای طبقهی کارگر در جهان میسر نمیگردد. آنانکه با دفاع ایدئولوژیک جنگ و استثمار را بر جهان روا میدارند؛ بطور حتم دوست کارگران و زحمتکشان نخواهند بود.
این داستان کوتاه به وضعیت و زندگی زنان افغانستان میماند. زنان افغانستان هم به مثابهی کبوتران در قفس هستند که توسط ویروسی به نام بنیادگرایی و فرهنگی در طول تاریخ زندانی شده و در قفس افتادهاند. تا اندیشه و تفکر مضر مردان شکارچی تغییر نکند وضعیت هم تغییر نمیکند.
بلی، من بعد از نشست اسلو به کابل بازمیگردم. من خطر برگشت به افغانستان را بهتر از هر کسی در اینجا میشناسم. اما من و میلیونها زن جوان و پیر افغانستان مصمم هستیم از مقاومت و مبارزه ما برای «نان، کار و آزادی» دست نکشیم. من سخنانم را با پرسشی از نماینده وزارت خارجه امریکا، آقای تام ویست به پایان میرسانم. آقا، بیست سال پیش، ما از ناگزیری که خود در آن مقصر نبودیم، به دنیا اعتماد کردیم. خود را به جای یک پدر از افغانستان قرار بدهید. با وضعیتی که پدیده آوردهاید، میتوانید به دخترتان توصیه کنید، به دنیا اعتماد کند؟
من هدا خموش استم. زنی از میان میلیونها زن افغانستانی که هیچ گروه و جناح سیاسی دیگری را نمایندگی نمیکنم، با تجربهی دست اول از زندگی پنج ماه و هشت روز زیر سلطهی مستقیم طالبان، بنا به دعوت دولت ناروی با دل ناخواسته آمدهام تا پیام زنان معترض در خیابانهای افغانستان بر ضد سرکوب و ترور که جهان مقصر درجه یک آن است را برسانم؛ زنی که از زیرسایه شلاق و گلوله تا اینجا زنده رسیدهام.
تا زمانی که رئیس جمهور تمایلی به کنار گذاشتن الگوی اساسی نظربایف – یعنی کشور پساشوروی استبدادی که رأس اقتصادش تحت سلطهی سرمایهی خارجی است – نداشته باشد، چرخههای جدید مقاومت پدیدار خواهد شد.
تا زمانی که اتحاد جماهیر شوروی برقرار بود در سالگرد مرگ لنین در ۲۱ ژانویه، سخنرانیها و یادبودهایی در هر گوشه ی این کشور پهناور برگزار می شد. اما کاری را که ساکنان یک روستای ازبکی به همین مناسبت انجام دادند، برتولت برشت را چنان برانگیخت که آن را در یک قطعه شعر جاودانه کرد.
از طالبان متنفرم
آنها به جنگ «بلی» میگویند و مخالف هرگونه صلح در افغانستان است؛ گروهی که منافعاش در جنگ باشد، هرگز بخاطر صلح کاری نمیکند. آنها نوکر سرسخت «امپریالیزم» هستند. آنها میگویند جنگ را بخاطر «خدا، دین، پیامبر و شریعت اسلامی» به راه انداختند، ولی در جنگ دینی طالبان، مردم فقیر و زحمتکش باید جانشان را از دست بدهند. آنها به جنگ «بلی» میگویند چون در جنگ دینی آنها زنان، کودکان و اقلیتهای مذهبی و قومی را قتل عام میکنند. آنها خواهان «امارت اسلامی» هستند؛ کُشتار در قالب ساختار.
«بدون کشاورز، بدون غذا»، «هند کشاورزان خود را میکشد»، «قاتل دموکراسی در هند»، «صورت حسابهای مزرعه را به خاطر بیاورید»، «سلام مادر زمین»، «دشمن کشاورز نارندرا مودی»، «زنده باد انقلاب»،«مهم نیست که شما چه کاری انجام دهید، ما به جلو حرکت خواهیم کرد» و….
علت ریشهای بسیجهای تودهای مردم که در قزاقستان رخ داد در مشکلات عظیم اجتماعی و اقتصادی نهفته است که احیا سرمایهداری در کشور سبب آن برای مردم بوده است. میلیونها نفر با دستمزدهای بسیار اندک و مستمری زندگی میکنند، میلیونها نفر بیکارند، دیگران برای دریافت دستمزد ناگزیر به سفر به بخش داخلی کشور یا به روسیه میشوند. میلیونها جوان، در کشوری که میانگین دستمزد در آن پایین است، نسبت به آیندهی خود که تیره به نظر میرسد ناامیدند.
معضل دیگری که در بررسی ریشههای قیام در قزاقستان باید درنظر گرفت، حاکمیت مطلقهی آن است. سالها دولت هزینهی هنگفتی را صرف دستگاههای امنیتی خود کرده است. هر مخالفت و انتقادی از سوی حکومت سرکوب میشود و با ارعاب، زندان و … روبهروست. هیچ اپوزیسیونی در این کشور وجود ندارد. دستگاه حکومتی به طور کامل همه را سرکوب کرده است.
جنبش سوسیالیستی قزاقستان با انتشار بیانیه ای درباره اعتراضات گسترده در این کشور خواستار همبستگی بین المللی با تظاهرکنندگان، خروج نظامیان از شهرها، استعفای همه مقامات حکومتی این کشور، آزادی همه زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان، قانونی شدن حزب کمونیست و اتحادیه های کارگری، و همچنین ملی شدن کل صنایع استخراجی و بزرگ شده است.
در این یادداشت میخواهم توجه شما را به توزیع درآمد در روسیه جلب کنم. در پیوند با روسیه آماری که توانستم دانلود کنم از سال 1961 شروع شده و به سال 2021 ختم میشود. آمارهایی که میتوان دانلود کرد، سهم یکدرصدیها، 10درصدیها و 50 درصد پایینی جامعه را به دست میدهد.
اشرف غنی رئیسجمهور سرسپردهی افغانستان، قبل از اینکه ۱۶۹ میلیون دلار را بدزد و با رسوایی از کشور فروشکستهاش فرار کند، در دانشگاههای نخبهی آمریکا شکل گرفت، به او تابعیت آمریکایی داده شد، در بانک جهانی در زمینهی اقتصاد نولیبرالی تربیت یافت، در رسانهها بهعنوان تکنوکرات «فسادناپذیر» تجلیل شد، و اندیشکدههای پرقدرت واشنگتن مانند شورای آتلانتیک او را مدیریت کردند، و به خاطر کتابش «بازسازی کشورهای فروشکسته» به او جوایزی داده شد.
ترانه «خلق متحد» توسط سرخیو اورتگا، آهنگساز شیلیایی ساخته شد و نخستین بار توسط ویکتور خارا در یک کنسرت اجرا شد. پس از کودتای پینوشه و سقوط دولت آلنده، خواندن این سرود در شیلی ممنوع شد.
دسامبر 24, 2021دیدگاهها برای بهرام رحمانی: اورهان پاموک به دلیل توهین به مصطفی آتاتورک مورد بازخواست قرار گرفته است! بسته هستند
اورهان پاموک اکنون نیز به دلیل «توهین» به مصطفی کمال آتاتورک، بنیانگذار ترکیه مدرن و تمسخر پرچم ترکیه در رمان جدیدش «شبهای طاعون» مورد بازخواست قرار گرفته است.
به دنبال بازداشت شماری از وزرای دولت سودان، برخی نیروهای نظامی ناشناس، خانه عبدالله حمدوک، نخستوزیر این کشور را محاصره کرده و او را تحت بازداشت خانگی قرار دادند.
تنها چند روز پس از آغاز تحصن برای بازگشت به حکومت نظامی، صدها هزار تظاهرکنندهی سودانی به خیابانهای خارطوم، پایتخت این کشور و دیگر شهرهای بزرگ آن آمدهاند و خواستار حکومت کامل غیرنظامیان شدند.
مرگ شاید برای پناهجویان این کامیون و یا مینی بوس بهتر از بازگشت به کابوس وحشتناکی بوده است که آنها را ناچار به ترک زندگی و وطن خود کرده است! و سالهاست که این آوارگان ابزار فشار دولت ها و حکومت هایی شده اند که حتی دیگر به قوانین بین المللی و شناخته شده حقوق آنها نیز بی تفاوت هستند و آنها را لغو می کنند. سالهاست که دنیای سرمایه داری با خشونت هر چه تمامتر از سویی به تخریب خانه و کاشانه آنها از طریق جنگ و بحران سازی و غارت هست و نیست آنها می پردازد و از سوی دیگر با آوارگان جنگی و شرایط مرگبار اقتصادی ایجاد شده که دلیل مهاجرت و فرار آنهاست اینگونه مواجهه میکند.
جنگی که سازمان ملل آن را بزرگترین بحران انسانی در جهان مینامد هنوز در یمن ادامه دارد. کشوری که سخنگوی یونیسف آن را دشوارترین مکان جهان برای کودکبودن مینامد هنوز عرصه زورآزمایی ایران و عربستان است، آن هم بدون چشماندازی برای صلح.
بحران انسانی در کابل و مرزهای خروجی کشور افغانستان همچنان موجود و تشدید میشود. وظیفه همه ماست که برای رهایی جامعه آگاه و مترقی, مبارزان و زنان مبارز و حقوق کودکان کوشش ورزیم. در همین رابطه سایت گزارشگران فراخوانی داد که لینک آنرا در زیر می بینید و به دو زبان انگلیسی و فرانسه نیز ترجمه شده است.
آگوست 18, 2021دیدگاهها برای مصاحبه استاد جامعه شناسی آقای سلطانی استاد دانشگاه در افغانستان در باره نقش تعیین کننده ی امریکا در برآمدن طالبان بسته هستند
محمد جواد سلطانی استاد دانشگاه ابن سینا در کابل است. سلطانی جامعه شناسی درس میدهد و یکی از سرشناسترین چهرههای دانشگاهی افغانستان در سالهای اخیراست. پایه و اساس نظریاتِ او بر این نکته استوار است که: در افغانستان، غلبه ی دین و باور های سنتی و کهن بر همه ی امور، نفوذِ برتری طلبی ی قومی، سرکوبِ مبارزاتِ برابری طلبانه ی زنان، هم در ساختارِهای حکومتی و هم در جامعه، نقش تعیین کننده ای دارند و به فلج جامعه و توقفِ ترقی ی اجتماعی و روابط مدرن منجر شده اند.
آگوست 18, 2021دیدگاهها برای ولایات سقوط نکرد معامله شد بسته هستند
آه، آری
آشکارا میگویم،
این وطن برای من هرگز وطن نبود،
با وصف این سوگند یاد میکنم که وطن من، خواهد بود!
رویای آن
همچون بذری جاودانه
در اعماق جان من نهفته است.
ما مردم میباید
سرزمینمان، معادنمان، گیاهانمان، رودخانههامان،
کوهستانها و دشتهای بیپایانمان را آزاد کنیم:
همه جا را، سراسر گسترهی این ایالات سرسبز بزرگ را ــ
و بار دیگر وطن را بسازیم!
ما گروهی از سوسیالیستهای ایران، باورمند به دگرگونیهای بنیادین اجتماعی_اقتصادی برآنیم با ارایه بدیل سوسیالیستی برخاسته از گویهی جمعی پویا، خلاق و بهم پیوسته و با درس آموزی از تجارب انقلابی تاریخ بشری در جهان و تاریخ معاصر جامعه ایرانی، راه حل های اساسی را از دل واقعیتها، تعارضات و تضادهای طبقاتی موجود، کشف، ارائه و به کار بندیم.
ما بر این باوریم که راه نجات بشری در درجه نخست در قدرت یابی مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان و فرودستانیاست که گامهای پیشروی آنها برای نیل به عدالت، برابری و آزادی بر مبانی و ارزشهای سوسیالیستی استوار است.
ما باور داریم که شیوه کارآمد بدیل سوسیالیستی با بهره مندی از آموزه های مارکس _لنین و همه پیشگامان انقلابی دوران گذشته تا کنون شکل می گیرد. و به رغم همهی دشواریهای انطباق خلاق این آموزه ها، با شرایط هردم تحول یابنده دوران ما، می تواند در فرایند تحولات عمیقِ اجتماعی به خلق انقلابات بی بازگشت انجامد و رهایی بشریت را رقم زند.
با اين باورها مي كوشيم ارتباط متقابل و احترام آميزي را با همه باورمندان سوسياليت برقرار كنيم و در اولين گام ها خود را ملزم به انتشار مقالات و ايده هاي رفقايي ميدانيم كه مي توانند در راستاي ايجاد بديل سوسياليستي در ميهن تاثير گذار باشند. به اعتبار اين كوشش بخشي از فضاي اين تارنما را به مقالات دريافتي و يا برگزيده اختصاص خواهيم داد.
با اين اميد كه در پربار شدن مطالب اين بخش ياريگرمان باشيد.