نکته قابل تعمق اینستکه: خامنهای درمقطع اعلام نام گذاری امسال، به شکست سیاستهای اقتصادی خود به نوعی اعتراف کرده، اما “حوادث سال قبل را با وجود تلاشهای دولت، مردم و بخش خصوصی مانع از تحقق کامل این شعار «جهش تولید با مشارکت مردم» نامید و بی آنکه از این “حوادث” مشخصاً نام ببرد، مدعیشده «بنابراین امسال شعار و مسئله اصلی همچنان اقتصادی و ناظر به مسئله سرمایهگذاری است چرا که جهش تولید و برطرف کردن مشکلات معیشتی در گرو تحقق سرمایهگذاری در تولید است.»

ادامه مطلب را بخوانيد »
بحث تعیین حداقل دستمزد همچون سالهای گذشته در ماه اسفند به اوج خود میرسد. به روال هر ساله چاره اندیشی برای تعیین نرخ دستمزد برابر سبد معیشت زندگی و تورم فراتر از نقطه به نقطه تا مرز بینهایت به حدی رسیده که دلار را تا مرز۱۰۰هزارتومان رسانده است. حوزه چانه زنی در بین نمایندگان دولت، بخش خصوصی و نمایندگان خود برگزیده کارگری در شورایعالی کار، در لحظات پایان سال، سر و ته را بهم میآورند و رقمی را در دعوای درون کریدورها بدون در نظر گرفتن همایشهای گسترده کارگران و بازنشستگان، یعنی نیرویی عظیمی که هیچ نمایده انتخابی در این قیل و قال خودشانی ندارند، معدل میگیرند و فریاد برمیدارند که نمایندگان دولت، بخش خصوصی و نمایندگان کارگران توافق شد و دیگر تمام شد و تو گویی دنیا به کام شد!

ادامه مطلب را بخوانيد »
انقلاب ایران به بسیاری از وعدههای خود عمل نکرد. کارنامهی انقلاب بزرگ ایران در مقایسه با انقلابهای بزرگ دیگر و نیز وعدههای آن به مردم بسیار ناامیدکننده است اما این نتیجه موجب آن نمیشود که رژیم سلطنتی را تبرئه کرد. اگر دوباره بتوان به سال ۵۶ بازگشت و اوضاع همانی باشد که بود، آیا باید مجدداً در تلاش برای تغییر شرکت کرد؟ مسلماً. آیا این «نادانی» بیش نیست؟ قطعاً نه. در زمان شاه، مردم ایران با وجود منابع غنی طبیعی در بهشت زندگی نمیکردند و ایران در مقایسه با کشورهای مشابه، با وجود جنبشهای بزرگ مردمی همچنان نه فقط در عرصهی آزادیهای سیاسی بلکه در عرصههای اقتصادی و اجتماعی نیز کشوری عقبافتاده بود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این حرفها را با هم مرور کنیم: «خطر تداوم وضع موجود انفجار جامعه است. جامعه مدتهاست تابآوری خود را از دست داده است، همین امروز هم مساله مردم ایران بقاست. اگر دستمزدها در ۱۴ سال پیش را ۱۰۰ بگیریم با دستمزدهای امروز قدرت خرید مردم به زیر ۲۵ درصد رسیده است» یا در قبال پاسخ به این پرسش: از نظر شما شرایط مردم و کشور امروز چگونه است؟
پاسخ: «در این شرایط مردم ایران گرفتار فقر، نابرابریها، مفاسد اقتصادی، تبعیض، نابرابری فرصتها، ناترازی انرژی، ناترازی محیط زیست، سوءاستفاده برخی افراد و جریانات خاص از ثروتهای عمومی، کاسبان تحریمها و… هستند. بخش عمده مردم ایران، یعنی بیش از ۷۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر هستند. اینها آمارهایی است که وزارت کار که یک نهاد حاکمیتی است ارائه کرده است»

ادامه مطلب را بخوانيد »
در تقارن با سال مرگ انقلاب ۱۳۵۷ با دهها خاطره، نوشته و سخنرانی مواجه شده ایم که بعضا توسط فعالین سیاسی آن دوران به شکل توبه و ندامت از انقلاب منتشر شده اند. این گونه مسائل به ویژه پس از شکست هر انقلاب امری طبیعی است زیرا حتی وقتی سوارکاری که از اسب سقوط میکند، اولین کسی که از روی او عبور می کند اسب خودش است؟! به همین علت احساس گناه و شرم افرادی که در به وجود آوردن یک انقلاب نقش و مشارکت فعال داشتند، پس از شکست آن، امری طبیعی که از منظر مختلف روان شناختی، اجتماعی و سیاسی قابل بررسی است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
از منظر امروز به آن گذشته بیش از چهار دههی پیش نگریستن، باید سطحی از واقع نگری اجتماعی را برای جامعه ما معنا دهد. اینکه میگویند: «نمیدانستیم در همان زمان مشغول خوردن آنچه دیگران بالا آوردهاند، هستیم.» یا «شاید هم کار درستی نکردیم» یا به قولی «سه، سه بار، نه بار، غلط کردیم که انقلاب کردیم»، این نقد گذشته نیست. چرا که در اساس انقلاب نمیکنند. انقلاب میشود و به واقع شدنی است. اصولا انقلاب خود به موقعیت و شرایط خاصی نیاز دارد تا به جریان افتد. به این بیان انقلاب پدیده تاریخی ی است و تحت شرایط معینی از تاریخ به وجود می آید و رشد می کند و به حاکمیت می رسد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این بخش تلاش خواهیم کرد تا مختصری از تاریخچه روابط پر تب و تاب اسرائیل و سوریه را بیان کنیم تا شاید از خلال آن بتوانیم پرتو نوری بر آنچه اکنون بین این دو کشور در حال رقم خوردن است انداخته باشیم. توجه به این نکته ضروری است که سرنوشت روابط میان سوریه و اسرائیل، به حزب بعث و چگونگی تعریف سوریه به عنوان یکی از بازوهای محور موسوم به مقاومت، گره خورده.

ادامه مطلب را بخوانيد »
زمانی که رهبر دولت سرمایهداری حاکم بر ایران، واکاوی و تحلیل را حتی تا حد بازنمایی امور واقع (آنچه این روزها در سوریه میگذرد) جرم انگاری میکند، نخستین چیزی که چپ انقلابی باید دریابد این است که شرایط اجتماعی و تاریخی برای اعتلای آگاهی طبقاتی پرولتاریا و وارد کردن ضربههای کاری به ایدئولوژی طبقهی حاکم (در اینجا محور مقاومت) چنان مساعد است، که حتی صرفِ دهان گشودن هم میتواند عمل و پیشروی تلقی گردد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
برخورد مناسبتی با کلان رویدادی مانند گرامیداشت و یادآوریِ جایگاه دانشجویی امر مطلوبی نیست؛ چراکه خطر افتادن در دام «کارناوال نمایشی» وجود دارد. هرسال روزی را بهانه مقاله نویسی، تجمع دانشجویی، گرامیداشت دانشجویان زندانی و… قرار دادن اگرچه در جای خود قابل تقدیر است اما کافی نیست؛ شرط وجودی صحیح بودن این کنش، ساخت پیش زمینه هایی است که در طول آن یکسال رقم می خورد؛ نه خود ۱۶ آذر.

ادامه مطلب را بخوانيد »
نویسندهگان و امضاءکنندهگان این بیانیه تفاوتهای دیدگاه (به تبعیت از خاستگاه و خصلتهای طبقاتی متمایز) دارند، طبعا مازاد و انعکاس خود را در بیانیه برجای خواهد گذاشت، لکن ما نه تنها این تفاوتها و گرایشات و علل همبستگی این و آن در امضای فراخوان؛ بلکه محتوای آن را که حاوی موضوعات انتقادی جدی است مورد بررسی نقادانه قرار میدهیم و از این بابت سرنوشت نقد را تنها به تعارضات درونی این امضاء کنندهگان و گرایشات متفاوت و سوگیریهای طبقاتی متضاد آنها گره نمیزنیم. اما پرهیز بیانیه از پرداختن به مسائل داخلی و مبارزهی طبقاتی در ایران، و نیز اجتناب بیانیه از وضع کردن صریح طبقه و اقتصاد-سیاسی به عنوان نقطهی عزیمت، مسئلهای است که پاسخ خود را در میان سوژههای نگارنده، یا همآوایان و امضاکنندگان بیانیه مییابد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
صحبت از پرسشی کانونی است که چپ امروز برای پاسخ به تغییر شرایط بحرانی موجود به موقعیت مطلوب ناگزیر است بدون درنگ و اتلاف وقت و انرژی با این میزان توانمندی محدود و سرکوب شده در برابر توان سرمایه، به یک توافق جمعی مطلوب برسد. چگونه؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
در این بحث، سه پرسش را مورد تأمل قرار میدهیم. پرسش اول این است که تغییرات بنیادین به چه معناست و به چه نوع تغییراتی بنیادین میگوئیم؟ پرسش دوم این است که جنبشهای نوین اجتماعی برای تغییرات بنیادین را به چه نوع جنبشهایی میگوئیم و این گونه جنبشها چه ویژگیهایی دارند. سرانجام پرسش سوم، که به بطور مشخص به موضوع اصلی ما در این جا میپردازد، این است که جنبشهای نوین اجتماعی برای تغییرات بنیادین امروزه با چه مسائل و مشکلات یا به بیانی دیگر با چه چالشها یا پروبلماتیکهایی روبهرو میباشند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
ادعای بچگانهای در نشریات مختلف در توجیه تصمیم ماکرون میتوان خواند: «انحلال پارلمان به منظور جلب نظر مردم و بدست آوردن مجدد اکثریت در پارلمان است.» این ادعا درحالی شده است که هر ابلهی میتوانست و میتواند فقط با توجه به نتایج انتخابات گذشته در فرانسه و پارلمان اروپا گرایش فاشیستی بالنده را تشخیص بدهد و صدای پای فاشیسم را بشوند، نیازی به رجوع به نظرسنجیها در مورد محبوبیت رئیس جمهور و حزبش نیز نبود و نیست تا بتوان ادعای مذکور را کودکانه ارزیابی کرد. لوپن در انتخابات رئیس جمهوری ۲۰۱۲ ۱۷.۹٪، ۲۰۱۷ ۳۳٪ و ۲۰۲۲ ۴۰٪ آراء را کسب کرده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این نوشته تأملی کوتاه بر مشکلات تئوری اینترسکشنالیتی بهویژه در شکلی است که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» مطرح شد. طرفداران این تئوری مدعی هستند که میتواند بهعنوان ابزاری مناسب برای تجزیه و تحلیل مشکلات اساسی ایران و تعیین استراتژیهای مناسب سیاسی به کار گرفته شود. آیا چنین ادعایی درست است؟ برای پاسخ به چنین پرسشی و پرسشهای مناسب دیگر در این زمینه نگاهی بر برخی از نظرات دوستان هوادار این نظریه و استدلالهای رایج در این حوزه انداخته شده است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
آنچه که در مقابل جنبش سوسیالیستی قرار میگیرد تلاش جهت همکاری و ائتلاف با گروه های مترقی و دمکرات در جنبشهای کارگری و مردمی (از جمله در میان زنان، جوانان، دانشجویان، بازنشستگان، فرهنگیان، کارمندان، ملیتها و مدفعان محیط زیست) است که در عین فاصله گیری از مدافعان سلطنت و اسلام گرایان بنیادگرا و در عین حال مخالفت با جریانات موافق با دخالت از سوی قدرتهای خارجی و امپریالیستی؛ به شکل گیری یک اپوزیسیون وسیع و منسجم مردمی منجر گردد

ادامه مطلب را بخوانيد »
در ادامهی بخش نخست مقاله، در این بخش از نوشته ابتدا مسئلهی ملی از دیدگاه مارکس و انگلس بررسی و سپس تأمل کوتاهی به برخورد برخی از دوستان با مسئلهی ملی میشود.
با آنکه مارکس و انگلس تئوری منسجمی در مورد ملت و ناسیونالیسم نداشتند اما چند اصل مهم را همیشه در حمایت و یا عدم حمایت از یک جنبش ملی در نظر میگرفتند: آیا جنبش موردنظر مترقی بود؟ آیا به مبارزهی کارگران در سطح جهانی کمک میکرد؟ ضمناً آنها بهطور عمومی طرفدار ایجاد کشورهای کوچک نبوده و از دموکراسی و انترناسیونالیسم حمایت میکردند، اما این به معنی آن نبود که آنها مخالف پشتیبانی از جنبشهای ملی ملیتهای کوچک بودند.

فرنان لژه، رژهی بزرگ، کار روی موزاییک (1958)
ادامه مطلب را بخوانيد »
آنتونیو نگری خلقکنندهی مفاهیمی نو بود، چون امپراطوری، بیشماران، قدرت مؤسسان… در سیاست، فلسفه، اقتصاد، تئوری و عمل مبارزاتی. او یک نظریهپرداز عمده در نقد و نفیِ مارکسیسم اُرتُدُکس، سوسیالیسم دولتی، سوسیالدموکراسی و چپ سنتی بود. نگری، با نگارش مارکس پس از مارکس، دست به امروزی کردن مارکسیسم زد و با نشر نابهنجاری وحشی، اسپینوزایی پس از مارکس تبیین کرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این مقاله قسمت اول نقدی بر مقدمهی ترجمهی فارسی کتاب «فریدریش انگلس و مسئلهى مردمان تاریخی» است که در آن به بررسی انتقادات اسدپور از نظرات هگل، مارکس و انگلس در مورد انقلاب هائیتی میپردازد. در این بخش، هگل، مارکس و انگلس بهطور عمده بهخاطر آنچه نگفته و یا نکردهاند مورد انتقاد و محاکمه قرار گرفتهاند و این برخلاف رسم مرسوم در «دادگاه» است که فرد خاطی برای آنچه که انجام داده مورد مؤاخذه قرار میگیرد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مقوله «دموکراسی»، از دیرباز در تاریخ، در قلمرو فلسفه سیاسی و عمل اجتماعی، مورد تأمل متفکران و کنشگران قرار گرفته است. این پدیدار امروزه به شدت با بحران و آسیبپذیری رو به رو شده است. یکی از وظایف اصلی مبارزان رهاییخواه در چنین اوضاع و احوالی، در شرایط رشد و گسترش اقتدارگرایی، بنیادگراییِ دینی و به طور کلی دموکراسی ستیزی در سطح ملی و جهانی، ادامهی دفاع پیگیر از دموکراسی و دموکراسیخواهی است. مقابلهی بیامان با مخالفان و دشمنان دموکراسی در سطح بینالمللی و کشوری است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
پس از انتشار مقاله «مسئله فلسطین و چپ» برخی از دوستان به نوشته یادشده انتقاداتی وارد دانستند. [۱] یکی از انتقادات وارده در رابطه با مسئله تروریسم بود. از آنجا که مقاله مزبور هم اقدام حماس در حمله به افراد غیرنظامی اسرائیلی را محکوم و هم از تروریست قلمداد کردن حماس امتناع کرد، ایراداتی از دو جناح مختلف در چپ به آن شد. نقطه مرکزی مقاله حاضر، تشریح نقطهنظر این قلم در رابطه با مسئله تروریسم با توجه به دگرگونی درک غالب از مسئلهى خشونت سیاسی در طی نیم قرن گذشته و نیز تغییر مفهوم تروریسم از انقلاب فرانسه تا حملات یازده سپتامبر به مراکز تجاری و نظامی در ایالات متحده میباشد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
طبقه یک مفهوم کلیدی برای مارکسیسم است. این کلمه در ارتباط با تفاوتها و چینه بندی های مختلف بکار میرود. از نظر اجتماعی-سیاسی-اقتصادی، این یک روشی برای طبقهبندی گروههای اجتماعی است در ارتباط با ثروت، وضعیت، تحصیلات، شغل و فرهنگ، که اغلب به نحوی کلی و کمی دستهبندی میشوند. برای مارکسیسم، این یک مفهوم دقیقتر است و یکی از مفاهیم اصلی تجزیه و تحلیل کل جامعه است.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در خبرها آمد که روز یکشنبه دوازدهم شهریور 1402 و بدستور فرزادی رئیس زندان اوین ماموران این زندان به بند هشت اوین وحشیانه هجوم برده و 9 زندانی سیاسی بنام های سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، حسین گچلو، مسعودرضا ابراهیمی نژاد، لقمان امین پور، سامان یاسین (صیدی)، محمد شافعی و مطلب احمدیان مورد ضرب و شتم قرار داده و با دستبند و پابند به نقطه نامعلومی منتقل کرده اند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
دغدغه ها می گویند که سیاست را تعریفی دیگر بایسته است: اگر انتقاد نظر پوزیتویستها به این نتیجه برسد که می رسد که کار دولت در اجرای تصمیم جمهور مردم خلاصه می شود، دولت سازماندهی رشد و سیاست اداره و مهندسی روزانه امور یک جامعه و نیز تدارک آینده آن، بنا بر آلترناتیوی می شود که بیان آزادی است. پس دولت سازمان و اداره قانون مداری است که تصمیم نمی گیرد بلکه تصمیم مردم را اجرا می کند. در بکار بردن زور تقدم نمی جوید. کارش زور و قهر زدائی می شود. تا می تواند، پیشگیری می کند و جز به وقتی که بی اثر کردن زوری اقتضاء کند، به قوه قهریه متوسل نمی شود.

ادامه مطلب را بخوانيد »
حقیقت این است که تجربه سرکوب دانشگاهها در اوان انقلاب برای آنها تجربه موفقی بود. تکرار این اقدامات ضد علمی و ضد انسانی بهمین دلیل در برنامه روز آنها قرار گرفته است. سوال این است که آیا شرایط امروزه حاکم بر ایران با توجه به خودویژگی های آن برای نسل جوان و آگاه همان اوضاع و شرایط دهه شصت است؟

ادامه مطلب را بخوانيد »
امروزه، در سطح جهانی، ما شاهد برآمدنِ جنبشهای نوین اجتماعی با خصلت ضدسیستمی میباشیم. ویژگیهایی مشترک آنها را از جنبشهای اجتماعی کلاسیک متمایز میسازند. از آن جمله است نامتجانسیِ اجتماعی و طبقاتی؛ گوناگونی و گاه ناهمسوییِ خواستها؛ خودجوشی و گرایش نیرومند این جنبشها به خودگردانی؛ خودمختاری و استقلال نسبت به دولت، قدرتها و احزاب؛ رادیکالیسم و به طور عمده خشونتپرهیزیِ آنها؛ وجود تضادها و اختلافهای درونی؛ ناپایداری و سرانجام دشواری تشکلیابی. ویژگیهای فوق این جنبشها را با بغرنجهایی روبهرو میسازند که در این نوشتار مورد تأمل قرار میدهیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
این یادداشت کوتاه نقدی دلسوزانه و همدلانه با شورای هماهنگیای است که سابقه فعالیتی آن و تلاشهایش در جهت احقاق حقوق از دست رفته معلمان و فرهنگیان نیازی به توضیح ما ندارد. هدف ما صرفا نقدی است که بتواند نقش تلنگری را به منظور جلوگیری از برخی اشتباهات مقطعی ایفا کند.

ادامه مطلب را بخوانيد »
در بخش اول این مقاله در مورد رابطهی طبقهی حاکم، دولت و طبقه تحت حاکمیت، به مسئله نقش ایدئولوژی پرداخته نشد و لازم است ابتدا در این قسمت بر آن کمی تامل نمود. پس از آن نوشته حاضر به بررسی چند گفتمان مهم در تاریخ معاصر ایران با توجه به آنچه که تاکنون گفته شده است، میپردازد.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مقاله «راز بقا» در دو بخش تنظیم شده است: بخش اول تلاش دارد تا به بررسی نظرات متفکران بزرگ سده پیش در پاسخ به پرسش: چرا با وجود ظلم و استثمار شدید فرودستان توسط طبقه حاکم، طبقات تحت سلطه موفق به سرنگونی طبقه حاکم نمیشوند؟ چرا شورش نمیکنند و یا چرا بر خلاف منافع خود به احزاب دست راستی رای میدهند؟ بپردازد. در این بخش تاملی به مشکلات برخی از این نظرات که همگی در میان چپگرایان ایرانی طرفداران فراوانی دارند، میشود. بخش دوم مقاله به بررسی چگونگی فرایندهای بازتولید سلطه طبقه حاکم و عناصری که در بازتولید موثر هستند، یعنی طبقه حاکم، طبقات تحت حاکمیت ، دولت به مثابه نهادی که در پروسههای اجتماعی مداخله فعال دارد و ساختارها و فرایندهایی که ضامن صدارت طبقه حاکم هستند پرداخته میشود. در این بخش توجه ویژهای به رابطه طبقه حاکم، دولت و طبقات تحت حاکمیت و نقش دولت به عنوان حامی و نماینده کل طبقه حاکم از یک طرف و از طرف دیگر، نقش ان به عنوان میانجی طبقه حاکم و طبقات تحت حاکمیت میشود.
ادامه مطلب را بخوانيد »
خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، با ویژگیهای یگانه و متمایز نسبت به جنبشهای پیش از خود، درسهای اساسی و مهمی بر جای گذاشت. از این پس، هر تحلیل، منشور، پلاتفرم، آلترناتیو یا راهکار سیاسی و اجتماعی در راستای گذر از جمهوری اسلامی ایران، نمیتواند از ارزشها و درسهای این خیزش تأثیرِ عمده نپذیرد. در جریان و در پیِ این خیزش، منشورهایی، در تبیین آلترناتیوهای گوناگون، کمابیش شتابزده و گاه فرصتطلبانه، از سوی روندهای مختلف اپوزیسیونِ ایران، به طور عمده در خارج از کشور، انتشار یافتند. در توضیح و تبلیغ آنها، کنفرانسها و همایشها با شرکت کنشگران سیاسیِ متشکل یا منفرد برگزار شدند. موضوع این نوشتار، بررسی و نقد آلترناتیوها و منشورهای ارائه شده از سوی گروههای مختلف اپوزیسیون ایران در پرتوِ درسهای خیزش 1401 است. اما پیش از پرداختن به آن، سه درس عمدهی این جنبش را از دیدگاه خود توضیح میدهیم.

ادامه مطلب را بخوانيد »
مرتضوی زنجانی دهان را حداکثری باز کرد اما صدایی افشاگرانه که به استنادی کردن این تاریخچه خونین یاری کند, در نیامد. چند سال در مقام ریاست یکی از مخوفترین زندانهای کشور و خونین ترین سالهای آن دوران بود اما جمعیت را در حسرت ارائه یک آمار ساده از زندانیان, اعدامها و دلایل پشت پرده انتقال زندانیان گذاشت. اما اطلاعاتی را که بزبان می آورد کدام بودند؟

ادامه مطلب را بخوانيد »